کجاست فرهنگی که شما از آن دم می زنید

ارسال شده توسط سید مجتبی امامی | در دسته‌بندی نشده | تاریخ ۰۶-۰۷-۱۳۸۸

۷

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست                                 باور کنید، پاسخ آئینه سنگ نیست

با خبر شدم  قراراست شب شعری به یاد چهره ماندگار ادبیات و دفاع مقدس مرحوم نصر اله مردانی در تا لار مردانی،  به همت اداره ارشاد و سپاه ناحیه مقاومت کازرون برگزار گردد.بنده نیز به پیشنهاد یکی از همکاران تصمیم گرفتم تا دراین مراسم شرکت نمایم در حالی که نه از شعر و شاعری چیزی میدانم و نه تخصصی در این زمینه دارم و هدف تنها این بود که با شرکت در این مراسم بر علاقه خودم به ادبیات بیفزایم .لذا در این مراسم شرکت نمودیم و  از آثار اساتید بزرگی همچون استاد ده بزرگی و سایر پیشکسوتان ادبیات کازرون و شیراز استفاده نمودیم .اما دراواخر برنامه یکی از پیشکسوتان عرصه ادبیات کازرون به اجرای یک متن ادبی زیبا پرداختند اما متاسفانه پس از پایان اجرای ایشان یکی از خانمهای به اصطلاح شاعر شهرمان جهت قرائت شعرشان بر روی سن حاضر شده و قبل از اجرای خود با وقاحت هرچه تمام تر این پیشکسوت شهرمان را مورد انتقاد قرار داده و اثر این بزرگوار را اثر بی ارزش دانستند که اساتید و حاضرین در سالن از حرکت ناشایست این خانم متاثر شدند.

به خدا از فرط ناراحتی بلافاصله بعد از برگشت از مراسم دست را به قلم برده تا به دفاع از فرهنگ کازرون پرداخته و نکاتی را به  ایشان متذکر شوم.

سرکار خانم ل:اولا زمانی که این بزرگوار در حال خلق آثار خود بودند شما هنوز پا به این دنیا نگذاشته بودید.

سرکار خانم ل: شما نه به این شخص بلکه به تمامی اصحاب فرهنگ و پیشکسوتان شاعری دهن کجی نمودید .شما به یکباره ادبیات را مظلومانه آماج حملات خود قرار دادید.شما با بی ادبی هر چه تمامتر افرادی مانند بنده را از ادبیات بیزار نمودید.

سر کار خانم ل:کجاست فرهنگی که شما به اصطلاح اهل فرهنگ و شاعری از آن دم می زنید.آیا به راستی خود را شاعر می نامید. شما که فضاحت و وقاحت را به آخر رسانده اید.

سر کار خانم ل:نصر اله مردانی غزلسرای معروف و شاعر برجسته کشورمان نماد اخلاق و جوانمردی بود . آیا سخنان استاد ده بزرگی در ابتدای برنامه درباره شخصیت استاد مردانی را نشنیدید.

سرکارخانم ل:نصراله مردانی که این مراسم به یاد ونام ایشان برگزار گردید تا اواخر عمر هیچگاه خود را شاعر ننامید و این نشان از فروتنی ایشان بود.در حالی که شما با غرور بیجایتان ادبیات را در زیر پایتان له کردید.

سرکار خانم ل: آیا تا به حال به منش و رفتار اساتید وشخصیتهای بزرگ نگریسته اید؟آیا تا به حال به این مثال که ((درخت هرچه پر بارتر گردد شاخه هایش سر به زیرتر می گردد)) توجه نموده اید؟

سرکار خانم ل:شما ادبیات را وسیله ای برای خودنمایی خود قرار داده اید و روزی فراخواهد رسید که غرور بی جای امثال شما باعث خواهد شد که مردم فرهنگ دوست ما از فرهنگ بیگانه شوندو اگر همه هنرمندان و اصحاب فرهنگ بخواهند همچون شما بیاندیشند که باید فاتحه هنر و فرهنگ را خواند.

سر کار خانم ل:آیا شما نوع برخورد و رفتار استاد ده بزرگی را در این مراسم مشاهده نمودیدکه با بزرگواری و فروتنی خاصی به اجرای برنامه پرداختند پس چرا اینها را الگوی خود قرار نمی دهید.

و در پایان سرکار خانم ل:اخلاق و جوانمردی پیش زمینه و لازمه ادبیات است.

خدایا چه به روز ادبیات و فرهنگ کازرون آمده است که باید جوانی مغرور و کم سن وسال خود را برتر و متخصص تر از یک پیشکسوت بداند.

و اما به اساتید بزرگوار فرهنگی کازرون باید متذکر شد که اگر چنین رفتارهایی در محافل فرهنگی کازرون باب شد دیگر حرمت و جایگاهی برا ی اساتید و پیشکسوتان باقی نخواهد ماند پس باید درابتدا به جای آموزش شعر و شاعری به هنرمندانمان درس اخلاق ،جوانمردی و فروتنی داد.

در پایان از تمامی اصحاب فرهنک به خصوص عزیزان شاعر عذر خواهی نموده قصد جسارت نداشتنم به بزرگواری خودتان بنده را ببخشید . نگارش این جملات فقط  از سر دلسوزی بود .

دیدگاه‌ها (۷)

سلام جناب امامی عزیز
بله حق با شماست و جدای از بحث تخصصی که آیا درست یا غلط فرموده اند بی ادبی ایشان همه را متاثر کرد.
در حالی که شما می فرمایید ایشان باید امثال ده بزرگی را الگو قرار دهند با توجه به شناختی که از این جماعت دارم حتی ده بزرگی ها هم در نگاه ایشان شاعر نیستند.
خوب است که جناب ریاضی کاملا بی ادعا هستند و خود نیز فرمودند که من متن ادبی نوشته ام و تا یادم می آید همیشه ایشان شکسته نفسی می کنند و می گویند من سواد ندارم در حالی که ذوق و طبع ایشان را کمتر کسی دارد.
به هر حال از احساس پاک شما سپاسگزارم

سلام آ سید مجتبی
روحیه ی انسانی و لطیف شما قابل تقدیر است اما چه بگویم که مدت زمانی است که در بیشتر امور به صندلی پیشکسوت بی احترامی می شود و متاسفانه این قرن مصادف است با پرخاشگری و بی احترامی کوچکترها به بزرگترها در صورتی که اگر این مدعیان دروغی پیشرفت و تجدد کمی عقل داشته باشند خودشان دیر یا زود به همین صندلی پیشکسوت تکیه خواهند زد و صد البته باید از بی احترامی این فرد به دیگری پی برد که استادش که بوده که چنین وی را آموخته
اینان که با خواندن یکی دو کتاب و سرودن یکی دوبیت بی قافیه و شرکت در انجمن های ادبی! و پوشیدن مانتوها و روسری های آنچنانی فکر می کنند که شاعر شده اند یا شاعره
و دیگر پروین و فروغ را شاعر نمی دانند و خود را محبوبه ای لطیف می شناسند که در شعر و شاعری سرآمد هستند
باز هم از این مطلب شما تشکر می کنم که تلنگری است به همه ی ما که البته سرمایه ای بهتر از ادب نیست
این بیت را هدیه می کنم به خانم م . ل
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری

سلام سید بزرگوار
عیب نداره بچگی کرده. متاسفانه باید سخنان بهادر خان ریاضی را تایید کنم. نقد بد نیست اما باید با ادب همراه باشد.
ممنون از این مطلب آموزنده شما
پاینده باشید

سلام سید بزرگوار
من هم همیشه گفته ام که درد ما درد بی فرهنگی است و ریشه ی همه معضلات ما همین عزیز گم شده است و بس .
من در جریان ماوقع نبوده ام و لیکن کلام ناب شما نشان از یک حادثه تلخ آن هم در فضا ومحیط فرهنگی شهر دارد که جای بسی تاسف است

سید مجتبی عزیز کلامت نافذ و به حق است این چنین افراد لایق همان بیت شعری است که بهادر عزیز گفته می باشند
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما میداری

محمد خلیل امیریان

سلام :
حیف شد که فرصت نکردم بیام .
خیلی دوست داشتم در اون جمع باشم . ولی …
یادم آمد سخنی کز ادبا در دواوین ادب مرقوم است :
دل بکن از فکر پریشان دو نیم / تنگ دهان باش زگفتن چو نیم
کوشش بیوده ز قیل و ز قال / تا نکشی دردسر گوشمال
دار ادب درس معلم نگاه / تا نشوی طبلک تعلیم گاه
سیلی او گرچه فضیلت ده ست / گر تو به سیلی نرسانی به است
من چون شخصا در آ جا حضور نداشته ام نمی توانم با صراحت قضاوت کنم ، ولی با توجه به گفته ی شما ؛ خطاب به خواهر منتقد و البته با تاسف بی ملاحظه ؛ نقد زمانی خوب است که سازنده باشد ، نقد تخریب کننده ی شخصیت افراد نه تنها نقد نیست بلکه نشان دهنده ی عقده ی حقارت فرد منتقدی است که به قصد تخریب کاری نجام می دهد.
حس انسان دوستی و ادب دانی شما قابل تقدیر است .
موفق باشید.

سلام و درود
جناب امامی عزیز فکر کنم مصرع
“باور کنیم که پاسخ آئینه سنگ نیست”
یک فقره “که” اضافه دارد و با عث ایجاد مشکل وزنی در بیت شده است و اساسا این بیت مربوط می شود به شعر آقای محمد سلمانی و درست آن اینگونه است:
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست
زنده باشید

دیدگاه خود را بنویسید