حکایت دو ماهیگیر

ارسال شده توسط سید مجتبی امامی | در دسته‌بندی نشده | تاریخ ۲۷-۰۹-۱۳۸۷

۰

روزی دو ماهیگیر عازم ماهیگیری شدند، یکی از آنها ماهیگیری بسیار کار کشته ومتبحر بود و دیگری سررشته از این کار نداشت.هر بار که ماهیگیر کار کشته ماهی بزرگی را صید می کرد ،بلافاصله آن را در یک ظرف پر از یخ می انداخت تا تر و تازه بماند وفاسد نشود.اما هر بار که ماهیگیر بی تجربه یک ماهی بزرگ صید می کرد ،دوباره آن را به آب می انداخت ماهیگیر متبحر تا آخر شب شاهد این ماجرا بود ،از اینکه می دید تمام وقتش را تلف می کند سر انجام کاسه صبرش لبریز شد و پرسید: چرا هر چی ماهی بزرگ صید می کنی دوباره توی آب می اندازی؟

ماهیگیر بی تجربه جواب داد:خوب معلومه،برای اینکه من فقط یه تابه کوچک دارم!

گاهی اوقات ما نیز مثل این ماهیگیر نقشه های بزرگ ،رویاهای بزرگ ،مشاغل بزرگ و فرصت های بزرگی راکه خداوند در اختیارمان قرار می دهد باز پس می دهیم.زیرا ایمانمان بسیار کم است.ما آن ماهیگیر را به تمسخر می گیریم ،زیرا او نمی داند تنها چیزی که احتیاج دارد تهیه یک تابه بزرگ تر است . با این همه،آیا می دانید خودمان تا چه اندازه آمادگی داریم که ایمانمان را گسترده کنیم ؟فراموش نکنید:

خداوند هرگز نعمتی به شما نمی بخشد که نتوانید از عهده اداره آن بر آیید.

دیدگاه خود را بنویسید